جبهه ی اتاق معاینه - تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 18:05
جبهه ی اتاق معاینههرچیز که احساس میکنم از زبان یک کرگدن بنفش شنیدنیست!جبهه ی اتاق معاینه - ممنون آقای دکتر میشه یه سوال دیگه هم بپرسم ؟(لحن پرسیدنش با لحن حرف های قبلی که در مصاحبه داشت متفاوت بود.) + بفرمایید! خواهش میکنم.( صدای من هم شاید تغییر کرده بود.) - آقای دکتر به نظرت من خوب میشم ؟ (باید می...
he and his friends - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 2:19
دنیای او و دوستانش خیلی شبیه به دنیای ماست. او و دوستانش در موسیقیی شان دنیایی به ظاهر کوچک و ساده می آفرینند. ساده و صمیمی و اینجایی،اما رویا پردازانه و رازآلود. فضایی می آفریند که انسان امروزی را با تمام مسایل سخت و آسانش نشان میدهد .قابل درک اما نافهمیدنی. سادگی ای که محتوایی امروزی را در قالبی م...
یک شاخه گل - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 2:19
    -    شاید مرا دزدکی نگاه می کرد . وقتی حواسم آنجا ها نبود. نمیدانم شاید اینطور بود ، آخر من دوست دارم حس کنم کسی مرا دزدانه می پاید. شاخه گل رز هلندی را پشت ویترین گلفروشی پیر مرد مراکشی دیدم. رنگ بنفش کمرنگ گل مرا ناخواسته به درون مغازه کشانید. ازو خواستم برایم یک شاخه رز در کاغذ هدیه تزیین کند...
زمستون - تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 10:16
یک کرگدن بنفشم !که وبلاگ نویسی را ســــالها فراموش کرده بود، باشد که دوبـاره فراموش نکنم ایـن مهـمِ ناچـیزِ لـذت بخش را :)-کانال تلگرام:https://t.me/kargadanebanafsh
کلیشه ها - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 7:24
این روز ها بیشتر به پند هایxa0کلیشه ایxa0که در ادبیات و فرهنگ ما ریشه دوانده فکر میکنم . کلیشه شاید در ظاهر توصیف خوبی برای همچین مفاهیم عمیقی نباشدxa0و بهxa0نوعی تداعی گرxa0تکرار واژه ها ست ، بدون نگاه به تاثی
فهرست شیندلر - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:38
xa0خیلی کم فیلم میبینم. طولانی نشستن پای لپتاپ یا تلویزیون شدیدا کلافه ام میکند. مگر اینکه فیلمی گیرا ، میخکوبم کند روبروی مانیتور. مثل فهرست شیندلر.با یا بدون در نظر گرفتن زمینه ی سیاسی و فرهنگی حاکم بر سینمای هلوکاست، اسکار شیندلر ها ستودنی اند. باید آنها را شناخت و جهانبینیشان را درک کرد و تاثیر ...
ما گدايان خيل سلطانيم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 22:38
تنگ چشمان نظر به ميوه كنندxa0ما تماشا كنندگان بستانيم...در مراسمات مذهبي ، فرهنگي و سياسي از موسيقي هاي گوناگوني استفاده ميشود كه هر كدام در نوع خود براي ايجاد انگيزه يا هر مقصود ديگري به كار گرفته ميشو
سال نوی من، سال رهایی و زندگی - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 3:22
بخشی از وجودم طالب رهایی ست.دوست ندارم زندگی را "ملال آور و زندان" و سفر را "رهایی و آزادی" بنامم. چون به عقیده ی من سفر بخشی از زندگی یا شاید با کمی اغراق خودِ زندگیست.وقتی از تمام نقشی که در روزهای
رهایی ؛از انسان اولیه تا انسان مدرن - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 3:22
xa0xa0تمام دانسته های ما ؛ اعم از خرد جمعی یا علم ؛ همه ی آنچه که به آن فکر میکنیم حاصل اندیشه و تجربه ی چندین نسل از انسان هاست .تفکرات ما بسیار اجتماعی تر از آنیست که فکر میکنیم.اندیشه یکسره حاصل سوالات
زندگی نرم یا سخت ؟! - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 3:22
همانقدر که در پس زیبایی ها و نرمی های ساده و شیرین زندگی ، جدیتِ تلخ و گزنده نهفته ست؛ میتوان با نگاهی وارونه ، در پس جدیتِ بی رحم آن ، لطافت و شادی را جستجو کرد.جایگزین شدنِ نابجای این لحظات، یا روزهایی بی رحم ، بدون شادی و کنجکاوی در زمان به جای میگذارد و یا اینکه ما را از واقعیت های اطراف دور کرد...
روزنامه - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
روزنامه خواندن را خیلی دوست دارم . هرچند چند سالیست که خیلی کم روزنامه میخوانم . تقریبا بعد از بسته شدن روزنامه ی مردم امروز ، که 13 شماره بیشتر نتوانست زندگی کند ، دیگر میل زیادی به روزنامه خواندن ند
رقص خانوادگی - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
دیروز صبح حدود ساعت هشت و نیم صبح خانواده ای در پارک زیبا کنار دیدم که دسته جمعی میرقصیدند. رقص لری و نمیدانم با چه آهنگی چون از فاصله و خیلی کوتاه چشمم به آنها افتاد . جالب بود . لباس خانمی که میخورد مادر خانواده باشد برایم جالبتر بود. مانتوی بلند آزاد و روسری ای که با کلیپس زیر چانه بسته شده بود ....
احساس خالقیت - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
به نظرم تعریف انسان ها از خداوند - اساطیر باستانی گرفته تا تعاریف امروزی متعدد-xa0 در صفات مطلوب انسان که خداوند آنها را در حد کمال دارد جالب توجه است. به گونه ای که گویی انسان هرچه را دوست داشته و نتوا
سه شنبه . 13 شهریور . ساعت حدود 4 صبح - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
امتحانا داره تموم میشه و زودتر میخوام برم یه جایی یه کم خلوت کنم . شب سختیه. خیلی وقت بود که اینقدر اذیت نبودم که احساس کنم داره بهم سخت میگذره. سالهای زیادی گذشت و با خودم کلنجار رفتم و آرامشم رو به
دوباره - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
بهار 94 - اراک - خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی
دلیل خرافی بودنم ! - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
یه دلیل اینه که : من نمیتونم بپذیرم چیزی خارج از دنیای مادی وجود نداره . اسمش رو هرچی میخوای میشه گذاشتxa0ینی همه چیز همینی که میبینیم نیست.من بهش خدا میگم یا انرژی یا شعور بیرونی یا هرچی که اسمش رو بقی
پاییز... - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
دانلود :پاییز... پاییز که میشه ما بیاختیار میریم اتاقِ جمشید. پاییز یههو میآد، توو یهروز، مثل بهار و بقیه. صپ زود بیدار میشی میبینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده میکند. ما هم مثل ع
یلدا - هنام - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
حسی شبیه به گرسنگی دارم . شاید از سرماس. خیلیا میگن صدای کلاغاست که آدمو اینجوری میکنه . xa0دستامو توی جیبم میکنم و احساس اینکه نوک انگشتام آروم آروم کرم تر میشه باعث میشه به جیبام مث دوستای قدیمی نگاه
گرما / سرما ی دلتنگی - تاریخ: 1397/12/4 ساعت: 4:36
تو ظهر تابستون میگفت "نکنه هوا دیگه خنک نشه "جواب میدادم :"من بهت قول میدم خنک میشه"و توی دلم خوشحال بودم که چیزی پرسید که میتونستم جواب بدم ، چون نمیدونستم چی جواب میدادم اگه میپرسید :بعدش اگه گرما رفت ، نکنه زمستون تموم نشه؟